شيخ حسين انصاريان
274
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
فداى عشق تو شد عقل و دانش و دينم * بيا ببين كه دگر در بساط آه ندارم گواه عشق من است آه و اشك و دامن پر خون * تويى گواه و از اين خوبتر گواه ندارم بجز به سوى تو اين بس مرا كه روى نكردم * بجز به كوى تو شادم از اين كه راه ندارم مرنج اى گل اگر خار داردم ز تو غافل * كه گاه سوى تو دارم نگاه و گاه ندارم مران مرا از در اى مايهء اميد ، خدا را * كه غير درگه لطفت دگر پناه ندارم همين بس است خطايت كه غافلى ز عطايش * همين گناه بود گويى ار گناه ندارم ( رنجى )